۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
آموزش تئوری موسیقی آموزش موسیقی مجله فرهنگ و هنر ایران دخت

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

مبانی نظری موسیقی

ماده اولیه ای که موسیقدانان برای خلق آثار موسیقایی خود به کار می‌برند صوت است،  که خوب پدیده ای فیزیکی است. برای درک بهتر تئوری موسیقی، لازم است ابتدا به طور خلاصه به بررسی صوت از جنبه فیزیکی پرداخت شود.

اصوات موسیقایی

 صوت در نتیجه به ارتعاش درآمدن هوا به وجود می آید و ما را با گوش می شنویم . هیچ  صدایی بدون حرکت ایجاد نمی شود . هنگامی که به سیم یک ساز زخمه مانند تار زخمه می زنیم، سیم از حالت سکون خارج شده و در اطراف جایگاه اولیه‌اش به صورت رفت و برگشتی به حرکت در می آید باعث به ارتعاش  درآمدن هوا و تولید صوت می شود. در فیزیک به تعداد این ارتعاش ها در واحد زمان بسامد یا فرکانس می گویند. واحد بسامد هرتز و نشانه اختصاری آن hz است.

(مثلاً اگر یک سیم ۲۰۰ بار در ثانیه نوسان کند، می گوییم بسامد آن ۲۰۰ هرتز است.) ارتفاع یا زیر و بمی صدا ها، به بسامد آنها بستگی دارد. به این معنا که هر چه بسامد یک صوت بیشتر باشد، زیرتر و هرچه بسامد آن کمتر باشد، بم تر است. برای مثال صدای نتی با بسامد  ۴۴۰ hz از صدایی نتی  با بسامد ۲۶۰ hz زیر تر است، زیرا به آن بیشتر است.

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

عملا چهار عامل  در زیر و بم یک تار مرتعش (مثل سیم سه تار) موثرند و رابطه آنها با بسامد چنین است:

۱.طول

 هرچه طول سیم بیشتر باشد، بسامد صوت حاصل از آن کمتر می‌شود. (صدا بم تر می‌شود)

۲.ضخامت 

هر چه ضخامت سیم بیشتر باشد، بسامد صوت حاصل از آن کمتر می‌شود کمتر می‌شود. (صدا بم تر می شود)

۳.کشیدگی (فشار وارد بر سیم)

هر چه کشیدگی سیم بیشتر باشد،بسامد صوت حاصل  از آن بیشتر می‌شود. (صدا زیرتر می شود)

۴.جنس سیم

تقریباً در همه سازهای زهی ،عامل های دوم و سوم ثابت بوده و با تغییر طول سیم مرتعش ،صدا های متفاوت ایجاد می شود در سازهایی مانند تار، کمانچه، تنبور، عود و گیتار، نوازنده با کمک انگشتان دست چپ طول سیم را کوتاه نموده و به این ترتیب ،نت های مختلف را به صدا در می آورد. ساختمان ساز هایی مانند سنتور قانون و پیانو طوری طراحی شده است که طول آزاد سیم ها با یکدیگر متفاوت بوده ایجاد نت های گوناگون به وجود می آید.

 

 اما همه صداهایی که در اطراف خود می شنویم اصوات موسیقی نیستند. برای نمونه سر و صدای موجود در خیابان ها یا لوازم خانگی در حال کار مانند جاروبرقی، لباسشویی، کولر و …، همگی نمونه هایی از صداهای غیر موسیقایی هستند که به آنها اصطلاح نوفه می گویند . نوفه ها اغلب ناخواسته اند و بسامد آنها غیر ثابت و نامنظم است .

از بین تمام صداهایی که می‌توان با بسامد های گوناگون تولید کرد، تنها به گروهی از اصوات که دارای ارتفاع معینی هستند، صوت موسیقایی یا نت می گوییم. (در موسیقی ایرانی ،اصطلاح نغمه به همین معنی به کار رفته است.) به نشانه هایی که برای نمایش و ثبت صداهای موسیقایی به کار می رود نیز نت گفته می شود .

 

هر ملودی یا آهنگ از  تعدادی نت تشکیل شده است، که از نظر زیر و بمی و کشش زمانی با یکدیگر متفاوتند. در موسیقی به ویژگی زیر و بمی و کشش زمانی به ترتیب ارتفاع و دیرند می گوییم که دو رکن اصلی ملودی را تشکیل می دهند .

پهنه صوتی

 صدای انسان یا هر یک از ساز های موسیقی، توانایی اجرای تعداد محدودی از مجموعه نت های مورد استفاده در موسیقی را دارد،که به آن  پهنه صوتی می گویند. در واقع پهنه صوتی فاصله میان بم ترین تا زیرترین نتی است که یک خواننده یا ساز قادر به اجرای آن است.

 پهنه  شنوایی انسان

پهنه  شنوایی انسان در حدود ۱۶ تا ۲۰ هزار هرتز است، یعنی دستگاه شنوایی ما قادر

نیست صدای بم تر از ۲۰ هرتز و زیرتر از ۲۰ هزار هرتز را بشنود. البته این محدوده تقریبی

است و بسته به نژاد و سن افراد متفاوت و گاهی متغیر است .

فاصله موسیقای

اختلاف زیر و بمی دو نت را فاصله آن  دو نت می گوییم . روش ها و واحدهای مختلفی

برای سنجش فاصله بین دو نت وجود دارد که در جای خود درباره آن توضیح داده خواهد

شد. 

آموزش نت خوانی

 همانگونه که حروف الفبا هر زبانی، در واقع نشانه های تصویری و قراردادی برای صدا های معینی هستند ،در موسیقی نیز برای هر صدا نشانۀ تصویری به نام نت وجود دارد که دو کمیت ارتفاع و دیرند آن صدا را مشخص می کند.

ارتفاع نت را با استفاده از خط های حامل و دیرند آن را به وسیله ی شکل های

گوناگون نمایش می دهیم،که بر حسب نیاز استفاده می شود. در اینجا برخی

شکل های گوناگون نت ها و نام اجزای آن ها نمایش داده شده است ،که در ادامه

با آنها آشنا خواهیم شد.

مبانی تئوری موسیقی بخش اول                                                                   

خط حامل

 برای نمایش ارتفاع نت ها  از پنج خط افقی موازی به نام حامل که به فاصله مساوی از یکدیگر رسم شده اند، استفاده می‌کنیم (خط های حامل را از پایین به بالا می‌ شماریم):

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

 نت ها به شکل بیضی هستند و بر اساس جایگاه شان بر روی خط های حامل نام گذاری

می شوند. نت ها را از پایین‌ترین خط حامل ،به ترتیب از بم به زیر، می نویسیم .

به این ترتیب برخی روی خط ها و برخی بین آنها قرار می گیرد:

هرچه جای نت ها روی حامل بالاتر باشد، صدای آن زیرتر و به اصطلاح موسیقی بالاتر است یا برعکس.

به همین  دلیل هم در موسیقی از  اصطلاح ارتفاع برای ویژگی زیر و بمی نت ها استفاده می شود.

مبانی تئوری موسیقی بخش اول

نام نت ها

در موسیقی هفت نام اصلی برای مشخص کردن ارتفاع نت های گوناگون وجود دارد ،که به ترتیب از بم به زیر عبارتند از:

 

 دو       ر       می       فا       سل       لا        سی 

 

یعنی در میان مجموعه فوق دو  بم ترین و سی زیرترین نت است. به دنبال نت هفتم (سی)،

باز هم همین نت ها به ترتیب از نت دو (اما این بار با ارتفاعی زیرتر از نت های پیشین) تکرار

می شود. پیش از نت اول نیز نوت  سی و قبل از آن لا و… به همین ترتیب درجه بم  قرار دارد:

 به این ترتیب هر یک از نت های  بالا، بم تر از نت های سمت راست و زیرتر ازنت های

سمت چپ خود است. اکنون لازم است با ابزاری به نام کلید آشنا شویم ،که برای

شناسایی نت های روی حامل به کار می رود. 

سیستمی که در اینجا به آن اشاره شده است.سیستم هجایی نام دارد.

در سرزمین های انگلیسی زبان و آلمانی زبان برای نام گذاری نت ها از روش

دیگری به نام سیستم الفبایی استفاده می شود.در این روش ، هر نت با یکی

از حروف الفبای لاتین به ترتیب زیر نامگذاری می شود:

نامگذاری هجایی: do re mi fa sol la si

نامگذاری الفبایی: C  D  E  F  G  A  B

 

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید. 

مبانی تئوری موسیقی بخش اول مبانی تئوری موسیقی مبانی تئوری موسیقی

نوشته های مرتبط

تأثیر ادبیات فارسی در ادبیات انگلیسی

هادی گراوندی

آشنایی با کتاب سیندخت

هادی گراوندی

آشنایی با ساز سرنا

هادی گراوندی

ارسال دیدگاه

18 − 3 =